زارها ی عمده ومشهور

چند تایی از زارهای مشهور ساحل نشینان دریاهای جنوب را بای آشنایی مختصر در این جا می آوریم زار های عمده این ها هستند:مَتوری – شیخ شنگر – دینگه مه رو – آم گاره – بو مَریم – چین یاسه – په په – دای کتو – بوجَمبه – بابور – نَمرود – تََقروری – قصاص .

 
شیخ شنگر
یکی از زارهای خطرناک است و محل اصلی اش جبل الریح . همیشه در کوه ها می گردد و برای این است که کسی را شکار کند از کوه ها به بطرف صحرا سرازیر می شود .وقتی کسی دجار شیخ شنگر شد ، بی قرار ونا آرام می شود . دراصطلاح اهل هوا می گویند که شیخ شنگر همیشه بدن مریض را جوش می دهد. شب ها به صورت بره ای سیاهی به خواب مرکبش می آید و شخص مبتلا از خواب می پرد و وحشت می کند و جیغ می کشد . همیشه مبتلا را پیش دکتر می برند و وقتی نتیجه نگرفتند از دعا نویش هیکل می گیرند و دعا به بازویش می بندند.اما ترس و وحشت و جوش خوردن شخص مبتلا روز به روز زیادتر می شود و به حدی می رسد که مبتلا را می برند پیش بابا یا ماما. باباها و ماماها ی معمولی از عهده ی زیر کردن شیخ شنگر بر نمی ایند و با کوبیدن و سفره ی معمولی نمی توانند او را زیر بکنند .

 به ناچار می فرستند پیش باباها و ماماهای بزرگ و مجرب که با سیاست و تنبیه بتوانند زیرش بکنند .بابا یا مامایی که شیخ شنگر را زیر مکند باید 17 خیزران داشته باشد . عده ای از مبتلایان ، بعد از مدتی بدنشان تاول می زند . این تاول ها روز به روز بزرگ تر و پهن تر شده تمتم بدن شخص مبتلا را می گیرد . شیخ شنگر معتبرترین زارهاست .در تمام اشعاری که برای زاران خوانده می شود نامی از شیخ شنگر برده می شود. یالا هل زار وفونی / واناما وفونی / شیخ شنگر / و انا ما رضوئی و یا در این شعر: هومندو هومندو سکونش مرمرین/ شیخ شنگرهوای خنجرین شیخ شنگر با اینکه زار سنگینی است ولی کمتر دیده شده که کسی را هلاک بکند. برای کوبیدن و بازی شیخ شنگر حداقل این لوازم لازم است : 1- دو عدد دهل دو سر بزرگ2- یک عدد دایره 3-هفده عدد خیزران.

 
دینگه مه رو
دینگه مه رو را اول دفعه بالای کوهی دیده اند ، پیرزنی بوده که با هیکل قوز کرده اش قله ی یکی از کوه ها نشسته بوده. به بابای سور خبر می دهند که در فلان جا و فلان کوه ، هیکل پیرزنی بر بالای قله ی کوهی دیده شده . بابای سور به همراه آدام ها و دختران هوا می رود طرف همان کوه و پیرزن را که قیافه ی وحشتناک و زشت داشته می بینند و وحشت می کنند بابای سور از وی می پرسد که تو کی هستی . وپیرزن جواب می دهد که من زار هستم و اسم من ( دینگه مه رو) است و این جا قدمگاه من است .

 بابا و همراهان ترسیده برمی گردندو وقتی به آبادی خود میرسند، همه زارشان می گیرد.( دینگه مه رو) زاری است که هر جا صدای دهل باشد و بازی باشد در آن جا حاضر می شود . بیشتر زن ها دچار این باد می شوند ، شخص مبتلا اول چشم درد می گیرد و بعد سر درد عارضش می شود. (دینگه مه رو ) را همیشه با باد سرخ اشتباه می کنند و به ناچار اول می فرستند پیش طبیب و وقتی معالجه نشد و دعا و هیکل ملا هم خوبش نکرده ، می آورند پیش بابا یا ماما و وقتی که روشن شد شخص دچار ( دینگه مه رو) است تصمیم به کوبیدن و مجلس بازی می گیرد.( دینگه مه رو ) در ساحل ایران بیشتر از سایر زارها ی بزرگ شایع است . بیشتر در بندرعباس دیده می شود علتش را چنین توضیح می دهند که چون در بندرعباس بازی لیوا زیاد است و در این بازی ، بازی آزاد و همگانی است و عده ی زیادی جمع می شوند (دینگه مه رو) هم حاضر می شود و چند نفری را برای شکار خود انتخاب می کند. بعد از بازی کردن و کوبیدن که دینگه مه رو زیر امد ، چشم درد مبتلا خوب می شود ، کمتر دیده شده که دینگه مه رو کسی را بکشد . همیشه یک دو سال به مرکب خود فرصت می دهد و تا دو سال اگر سفره پهن نکرد ، آن وقت اذیتش می کند و ار بینش می برد . ولی مسئله ی جالب این جاست که در بعضی آبادی ها ، دینگه مه رو را بازی نمی کنند و تنها تعش می کنند . ولی برای کوبیدن دینگه مه رو این ها لازم است : 1- دو عدد دهل بزرگ 2- یک عدد جّره .

 زار
موسيقی


زارها ی عمده ومشهور  

 نحوه ی برگزاری مراسم و نقش
 موسیقی

  گروه لوطی ها